بزند

لغت نامه دهخدا

بزند. [ ب َ زِ ] ( اِ ) گیاهی خوشبوی بهاری.( شرفنامه منیری ). || بستان. ( مفاتیح ).

فرهنگ فارسی

گیاهی خوشبوی بهاری یا بستان.

جمله سازی با بزند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 او این فصل با انتقالی ۱٫۱۶میلیون یورویی به باشگاه فوتبال هیبرنین منتقل شد. او ۵۲بازی کرد و توانست ۴گل بزند و ۹پاس گل داد. او با این تیم توانست جام حذفی اسکاتلند شود.

💡 دررفتگی مفصل شانه همچنین ممکن است عصب یا شریان آگزیلاری را آسیب بزند. همچنین احتمال آسیب به براکیال پلکسوس وجود دارد.

💡 گر پراکنده دلی دامن دل گیر که دل خیمه امن و امان بر سر غوغا بزند

💡 و كـسى كه از ياد رحمان خود را به كورى بزند شيطانى برايش مقدر مى كنيم تا هموارهقرينش باشد (36).

💡 زبان بخامشی اندر دهان نگه می دار ز بند یابی امان گر کنی بزندان تیغ

💡 چون بدمنه براین جمله جواب بداد دیگر حاضران دم درکشیدند و چیزی نگفتند قاضی بفرمود تا او را بزندان بازبردند.

پیش تخته یعنی چه؟
پیش تخته یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز