یکی با دو

لغت نامه دهخدا

یکی با دو. [ی َ / ی ِ دُ ] ( اِ مرکب ) ( اصطلاح عامیانه ) یکی به دو.
- یکی با دو کردن؛ یک و دو کردن. مجادله کردن. جدل کردن. ستهیدن به سخن. با کسی به سخن ستهیدن. محاجه کردن. ( یادداشت مؤلف ):
بجز خموشی روی دگر نمی بینم
که نیست با تو یکی با دو کردنم یارا.کمال الدین اسماعیل.

فرهنگ فارسی

یکی بدو یکی با دو کردن یک و دو کردن

جمله سازی با یکی با دو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رورد تبلیغات تجاری متعددی از جمله یکی با جوئل مک‌هال برای اینترپرایس بازی کرد. او در فیلم ترسناک فوق طبیعی برفراز آرزو در نقش کلر جوان ظاهر شد.

💡 توحید اگر طلب کنی از عشق جو که عقل چون احولان تمیز یکی با دو تا نکرد

💡 فَلَمَّا حَضَرُوهُ، چون بقرآن رسیدند، قالُوا أَنْصِتُوا، یکدگر را گفتند خاموش، بنیوش، فَلَمَّا قُضِیَ، چون قرآن خواندن سپری کرده آمد، وَلَّوْا إِلی‌ قَوْمِهِمْ مُنْذِرِینَ (۲۹) هر یکی با قوم خویش شد آگاه‌کنان.

💡 در ردیف اول گره نخودی می‌زنیم تا به آخر در ردیف دوم گره نخودی اول را با دو تار گره نخودی دوم یکی با فاصله یک سانت یا بیشتر گره نخودی ردیف دوم را می‌زنیم.

💡 آن یکی با گریه، این با خنده ایست یعنی آن جوینده، این یابنده ایست

💡 یکی منم به ضرورت به زخم حادثه خوش که نیست زهره یکی با دو کردنم یارا

تذو یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
اصالت یعنی چه؟
اصالت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز