گزاره کردن

لغت نامه دهخدا

گزاره کردن. [ گ ُ رَ / رِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) گذشتن. عبور کردن:
سنان چه باید برنیزه ای کنی کز پیل
همی گزاره کند تیرهای بی پیکان.فرخی.گزاره کرد سپه را به ده دوازده رود
به مرکبان بیابان نورد کوه گزار.فرخی.چو ماه دلشده با آفتاب روشن روی
گزاره کرد بدین رو همی دو روز و دو شب.فرخی.

فرهنگ معین

( ~. کَ دَ ) (اِمص. ) گذشتن، عبور کردن.

فرهنگ فارسی

گذشتن و عبور کردن

ویکی واژه

گذشتن، عبور کردن.

جمله سازی با گزاره کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 علامت ریاضی و منطقی که برای مشخص کردن نقیض یک گزاره استفاده می‌شود، نماد

💡 طبق قضیه باقیمانده چینی وجود دارد. این گزاره ایده ای برای انتخاب کردن سهم‌ها می‌دهد.

💡 به معنای دقیق نقیض کردن یک سور عمومی توجه کنید: اگر یک عبارت برای هر عضو موجود در دامنه مشخص شده صحیح نباشد، حتماً حداقل یک عضو وجود دارد که در عبارت مورد بحث صدق نمی‌کند؛ بنابراین در مثال فوق، نقیض گزاره

💡 در مقابل، اثبات‌هایی تمثیلی (اثبات از طریق شبیه‌سازی) هستند که بیان می‌کنند گزاره‌ای وجود دارد، به‌وسیلهٔ ارائه کردن راهی برای پیدا کردن آنها.

ماتیک یعنی چه؟
ماتیک یعنی چه؟
فداکاری یعنی چه؟
فداکاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز