مرگه رش
متضادها
جاندار، موجود زنده
لغت نامه دهخدا
مرگه رش. [ م َ گ َ رَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان برا دوست بخش صومای شهرستان ارومیّه، واقع در 13 هزار و پانصدگزی جنوب غربی هشتیان و 4هزارگزی شمال راه ارابه رو سرو به نازلو. آب آن از دره برده زی و محصول آن غلات و توتون و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
فرهنگ فارسی
دهی شهرستان رضائیه
جمله سازی با مرگه رش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در زمان اعلام مرتد خواندن قاضی و همراهانش در سردشت حدود یکصد نفر از اهالی به همراه عشایر علیه دموکراتها وارد عمل میشوند که قاضی محمد طی تلگرافی به تاریخ ۹ آذر ۱۳۲۵ نگرانی خود را به دولت مرکزی ایران اعلام میکند. شکاکها و هرکیها در مناطق اطراف ارومیه و تبریز آماده حمله و تصرف مهاباد میشوند. منگورها و منطقه ترگهور و مرگهور و غیره از همان روز اول اعلام آمادگی جهت انهدام حکومت وی را کرده بودند.
💡 غروبم، مرگه رو دوشم، طلوعم کن، تو میتونی.. ۴۹