لغت نامه دهخدا
مرحله داری. [ م َ ح َ ل َ / ل ِ ]( حامص مرکب ) عمل مرحله دار. رجوع به مرحله دار شود.
مرحله داری. [ م َ ح َ ل َ / ل ِ ]( حامص مرکب ) عمل مرحله دار. رجوع به مرحله دار شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از طرفی، اجاقهای چادرنشینهایی که در کنار رودها به کار گله داری مشغول بودهاند در اثر نفوذ آتش سخت شده که در واقع این پدیده سبب پیدایش نحوه پخت آجر گردیده است. در سالهای بعد همزمان در ساخت برج بابل خشت زدن و پختن آجر به وسیلهٔ بابلیها ابداع شد و به همین دلیل نام آجر که یک واژهٔ بابلی است در اغلب زبانها به همین نام مشهور شده است. پس از این مرحله به وسیلهٔ کلدانیها پخت آجر به تکامل رسید و با پیدایش آجر تحولی در ساخت بناهایی که تا آن روزگار خشتی و گلی بودند به وجود آمد. در نتیجه این امر سبب آغاز ساخت بناهای مستحکم و آجری گردید. آجر دستی (فشاری) هفت هزار سال است که بهعنوان مستحکمکننده و زیباساز کاخها، عبادتگاهها، مدرسهها، مسجدها و ساختمانها استفاده شده است. اما امروزه این صنعت هزاران ساله در حال فراموشی است.