فرهنگ عمید
آن که دلش بلرزد، ترسو.
آن که دلش بلرزد، ترسو.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو از دیدن دوست نومید گشت دل و جانش لرزنده چون بید گشت
💡 وز بادها که بر سر گلها همی زند لرزنده شاخها چو زمین وقت زلزله است
💡 بگشته گونه برگ درخت سبز از غم بگشته گونه و لرزنده گشته چون سیماب
💡 من لرزنده جان را نشأه می زنده دل دارد من آن شمعم که دست تاک می گردد پناه من
💡 چو زنگی که بازی کند در خروش دو لب کرده لرزنده در بانگ و جوش
💡 آفتابی است که از آب نماید دیدار تن لرزنده سیمین ز ته پیرهنش