شر خیوه

لغت نامه دهخدا

شرخیوه. [ ش ِ خی وِ ] ( اِ ) شخول. شخیل. صفیر و خروج و دخول نفس از میان دولب به نحوی که آواز و صفیر برآید. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

شخول شخیل

جمله سازی با شر خیوه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در سال ۱۷۱۷، شاهزادهٔ روس الکساندر بکوویچ-چرکسکی (دولت گیری‌میرزا) به شاه‌قدم رسید و در این محل یک پادگان مستحکم مخفی تأسیس کرد، جایی که بستر خشک رودخانه آمودریا زمانی به دریای خزر می‌ریخت. قصد او این بود که سپاه خود را از طریق این بستر خشک رودخانه به خانات خیوه برساند و آن را فتح کند. این لشکرکشی ناکام ماند و روس‌ها بیش از ۱۵۰ سال این شهرک را رها کردند.

💡 زمانی خیوه مرکز سرزمین خوارزم بود و امروز در کشور ازبکستان جای گرفته‌است و مرکز استان خوارزم در این کشور است. بازرگانان خاورمیانه در سده دهم میلادی از این شهر نام می‌برند هر چند که باستان‌شناسان پیشینه آن را به سده شش میلادی می‌رسانند. تا پیش از چیرگی روس‌ها بر خوارزم خان‌هایی بر این سرزمین با مرکزیت خیوه فرمان می‌راندند.

ص یعنی چه؟
ص یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز