لغت نامه دهخدا
رکوع کردن. [ رُک َ دَ ] ( مص مرکب ) به رکوع رفتن. پشت خم کردن. پشت خم دادن. حالت رکوع مرد نمازگزار گرفتن:
نرگس همی رکوع کند در میان باغ
زیرا که کرد فاخته بر سرو مؤذنی.منوچهری.
رکوع کردن. [ رُک َ دَ ] ( مص مرکب ) به رکوع رفتن. پشت خم کردن. پشت خم دادن. حالت رکوع مرد نمازگزار گرفتن:
نرگس همی رکوع کند در میان باغ
زیرا که کرد فاخته بر سرو مؤذنی.منوچهری.
به رکوع رفتن پشت خم کردن پشت خم دادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 واجبات نماز یعنی کارهایی که باید در نماز انجام شود. واجبات نماز یازده مورد هستند که این واجبات به دو نوع رکن و غیررکن تقسیم میشوند. واجباتی که رکن هستند، کم یا زیاد کردن آنها چه بهعمد و چه سهواً نماز را باطل میکند. واجبات رکن در نماز پنج مورد است شامل: نیّت، تکبیرةالاحرام، قیام (قیام درهنگام تکبیرةالاحرام و قیام متصل به رکوع)، رکوع و سجود. واجبات نماز از این قرارند:
💡 در میان صفوف فراشان کالسکه ای در حرکت بود. دیدم مردم رو به دیوار کرده ایستادند. در شاهرود این تشریفات را یادگرفته اما رو به دیوار کردن را ندیده بودم. خلاصه به مردم تبعیت کرده روی به دیوار کردیم. چون به یوسف عمو در شاهرود تعلیم داده بودند که در آن حال رکوع نماید، یعنی خم شود، بیچاره رو به دیوار کرنش کرده، معلوم است پشت به خانم بود. فراشان خیال کردند که این استهزا میکند. مخصوصاً طرف وارون را به خانم نشان میدهد.