رخنه گرفتن

لغت نامه دهخدا

رخنه گرفتن. [ رَ ن َ / ن ِ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) بستن رخنه و سوراخ. بهم آوردن شکاف. ترمیم کردن خرابی و شکست. مرمت کردن شکاف و سوراخ:
گل به گلشن بسکه از اشکم فراوان شد کلیم
بلبل از گل رخنه دیوار بستان را گرفت.کلیم کاشانی ( ازارمغان آصفی ).بستم دهان خصم به نرمی در این چمن
این رخنه را به پنبه گرفتم چو راه گوش.مفید ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

بستن رخنه و سوراخ بهم آوردن شکاف و سوراخ.

جمله سازی با رخنه گرفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در این دوره هم‌زمان با قدرت گرفتن کشور چین، فرهنگ و هنر این کشور رخنه بسیاری در ژاپن پیدا کرد. ژاپن در این دوره با شتاب رو به پیشرفت نهاد. تمول بسیار موجب فساد و هرج و مرج گردید. نابرابری، دزدی و راهزنی افزایش یافت. خاندان‌های بزرگ نیز، امپراتوری را آلت دست خود کردند و آشکارا قدرت از امپراتور خلع گردید. به این ترتیب حکومت امپراتوری جای خود را به «حکومت شوگونی» داد.

💡 ما به راستى در شگفتيم از كسانى كه در ربودن حقمان بر ماريوش برده و خلافپيامبرش را كه حق مسلم ماست، از چنگ ما ربودند... ما ديديم اگر در گرفتن حق خويش بهمنازعه با ايشان بپردازيم، ممكن است منافقان و ساير احزاب مخالفت دين، وسيله اىبراى خراب كارى و رخنه در دين به دست آورند و نيت هاى فاسد خود را عملى سازند، پسدم فرو بستم... همانا اميرالمومنين، على بن ابى طالب (ع ) چون مرگ به سراغش آمد، امرخلافت پس از خود را به من واگذار كرد.))

دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
تورمالین یعنی چه؟
تورمالین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز