لغت نامه دهخدا
دل ریسه. [ دِ س َ / س ِ ] ( اِ مرکب ) در تداول، دل غشه. ضعف گرفتن دل و سست شدن دست و پا بر اثر غلبه ضعف و گرسنگی و مانند آن. ( فرهنگ لغات عامیانه ).
دل ریسه. [ دِ س َ / س ِ ] ( اِ مرکب ) در تداول، دل غشه. ضعف گرفتن دل و سست شدن دست و پا بر اثر غلبه ضعف و گرسنگی و مانند آن. ( فرهنگ لغات عامیانه ).
ضعف و سستی به سبب گرسنگی و بی حالی.
در تداول عامه دل غشه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مدل M:N در روی کاغذ، یک مدل ریسهبندی خوب و شایستهاست، اما پیادهسازی آن سخت و پیچیدهاست و سیستمعاملهای کمی از این مدل پشتیبانی میکنند.
💡 در مباحثههای بسیار پیچیده، اگر یک سیستم ریسهبندی سلسله مراتبی وجود نداشته باشد، دنبال گفتگو به سرعت غیرممکن خواهد شد.
💡 علاوه بر این گفتگوهای ریسهبندی شده معمولاً به کاربران این اجازه را میدهند تا به نوشتهٔ خاصی از یک ریسه، پاسخ گوید. و به این ترتیب مکالمهها حالت سلسله مراتبی پیدا میکنند.
💡 در گیاهان ریسهدار پیکره گیاه در ریشه و ساقه و برگ متمایز نشدهاست و بافتهای آوندی وجود ندارد. گامتها دارای دیواره سلولی بوده و تخم تا زمانی که در داخل دستگاه زایشی ماده محصور است به جنین پرسلولی مبدل نمیگردد.
💡 برای مثال تصور کنید که 3 ریسه در حال سرویسدهی به مشتریهای جداگانه هستند. یک ریسه ممکن است منتظر پاسخ مشتری و دیگری منتظر اجرا شدن جستار پایگاه داده ها باشد در حالی که سومی عملاً در حال پردازش کد پایتون است.