خشم اوردن

لغت نامه دهخدا

( خشم آوردن ) خشم آوردن. [ خ َ / خ ِ وَ دَ ] ( مص مرکب ) برآشفتن. عصبانی شدن. غضبناک شدن:
شیر خشم آورد و جست از جای خویش.رودکی.مار را هر چند بهتر پروری
چون یکی خشم آورد کیفر بری.بوشکور بلخی.چو خشم آورم شاه کاوس کیست
بمن دست یازیدن طوس چیست.فردوسی.پدر وار خشم آورد بر پسر.سعدی ( بوستان ).چو خشم آری آنگه شوند از تو سیر
که از بام پنجه گز افتی بزیر.سعدی ( بوستان ).- خشم آوردن بر؛ عصبانی شدن بر کسی. غضبناک شدن بر کسی. توضیح: «خشم آوردن » با کلمه «بر» متعدی میشود.

فرهنگ فارسی

( خشم آوردن ) بر آشفتن عصبانی شدن

جمله سازی با خشم اوردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اى خدائى كه ما را به كرامت و وصيت مخصوص گرداندى و به ما وعده شفاعت دادى و دانشگذشته و آينده را عطا نمودى و دلهاى مردم را به طرف مامتمايل كردى، بيامرز مرا و برادرانم را، و زوار قبر پدرم حسن صلوات الله عليه را،همانها كه مال خرج مى كنند و بدن خود را به زحمت مى اندازند، تا به ما نيكى كنند، و بهاميد آنچه نزد تو است مى باشند در رسيدگى به ما، و بخاطر شادى رساندن برپيامبرت صلواتك عليه و اجابت دستور ما و به خشم آوردن دشمنان ما وتحصيل رضاى تو، اين كارها را مى كنند،

💡 خلاصه اش اينكه: مردم خوب مى دانند كه دشمنى با خدا ورسول و مخالفت و به خشم آوردن خدا و پيغمبرش مايه خلود در آتش ‍ است، و وقتى بهخشم آوردن خدا و رسولش حرام باشد پس راضى كردن او و همچنين پيغمبرش بر هر كسىكه به خدا و رسولش ‍ ايمان داشته باشد واجب خواهد بود.

فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
بلاسیدن یعنی چه؟
بلاسیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز