جهان افریننده

مترادف‌ها

آفریدگار، خالق، پروردگار

متضادها

نابودکننده، ویرانگر

لغت نامه دهخدا

( جهان آفریننده ) جهان آفریننده. [ ج َ ف َ ن َن ْ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) جهان آفرین. خالق گیتی:
جهان آفریننده یار من است
سر اختر اندر کنار من است.فردوسی.جهان آفریننده را کرد یاد
که بی یاد او آفرینش مباد.نظامی.

فرهنگ فارسی

( جهان آفریننده ) جهان آفرین خالق گیتی

جمله سازی با جهان افریننده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 از آن خفتگی خویشتن کرد راست جهان آفریننده را یار خواست

💡 جهان پهلوان رستم پاک زاد جهان آفریننده را کرد یاد

💡 جهان آفریننده را کرد یاد که بی یاد او آفرینش مباد

💡 جهان آفریننده را یاد کرد ز یادش دل خویش را شاد کرد

💡 همان کرم کز مغز آهرمنست جهان آفریننده را دشمنست

💡 جهان آفریننده یار منست سر نره دیوان شکار منست

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران