تقطیع کردن

لغت نامه دهخدا

تقطیع کردن. [ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) قطع کردن. بریدن. دفع کردن: و بعضی [ داروها ] خلط غلیظ را تقطیع کند و رقیق کند، خاصه آنچه در سینه و شش بود. ( ذخیره خوارزمشاهی ). || ( اصطلاح عروض ) برای یافتن بحر شعری، آنرا به اجزاء تقسیم کردن. تجزیه کردن شعری به اجزاء عروض. به اجزا جدا کردن شعری و مقابل کردن آن با میزانی که در دست است. رجوع به تقطیع شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - پاره پاره ساختن. ۲ - تجزیه کردن مصراع ( شعر ) با جزا و ارکان عروضی.

جمله سازی با تقطیع کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نرمالیزه کردن تصاویر، تغییرات را در کل تصویر به حداقل می‌رساند. تغییرات شدت در نواحی بین کناره‌ها تا مرکز شبکیه چشم موجب عدم صحت تقطیع رگ‌ها می‌شود. بر اساس مطالعه مروری که در سال ۲۰۱۴ انجام شده، در اکثر مطالعات (۱۱ مطالعه از بین ۴۰ مورد تحقیق انجام شده از سال ۲۰۱۱) از این روش استفاده کرده‌اند.

💡 هرگز از حرمت قرآن نشود چیزی کم ز جدا کردن اوراق وز تقطیع حروف

کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
سیما یعنی چه؟
سیما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز