لغت نامه دهخدا
تفنگ سازی. [ ت ُ ف َ ] ( ص نسبی ) منسوب و متعلق به ساختن تفنگ. ( ناظم الاطباء ). || ( اِمرکب ) جایی که در آن تفنگ سازند. کارگاهی که در آن تفنگ ساخته میشود. || ( حامص مرکب ) صنعت تفنگ ساختن. ( ناظم الاطباء ). تفنگ ساختن. ساختن تفنگ.
تفنگ سازی. [ ت ُ ف َ ] ( ص نسبی ) منسوب و متعلق به ساختن تفنگ. ( ناظم الاطباء ). || ( اِمرکب ) جایی که در آن تفنگ سازند. کارگاهی که در آن تفنگ ساخته میشود. || ( حامص مرکب ) صنعت تفنگ ساختن. ( ناظم الاطباء ). تفنگ ساختن. ساختن تفنگ.
منسوب و متعلق به ساختن تفنگ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دره آدم خیل، نام روستایی در استان خیبر پاکستان است که تمام ساکنان آن به ساخت سلاح مشغول هستند. در این روستا مردم با فلزات قراضه که از کارخانه کشتی سازی به جا مانده و با بهرهبردن و استفاده از ابزاری ساده، مثلِ مته کوچک سلاحهایی مانند تپانچه، تپانچه خودکار، تفنگ ساچمهای و کلاشینکف میسازند و در بازارهای محلی میفروشند.