شکد
لغت نامه دهخدا
شکد. [ ش َ ] ( ع مص ) بخشیدن و دادن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). عطا کردن و بخشش نمودن. ( ناظم الاطباء ). عطا دادن. ( المصادر زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ). عطای بی عوض. ( یادداشت مؤلف ).
شکد. [ ش ُ ] ( ع مص ) شَکْد. بخشیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). و رجوع به شَکْد شود.
شکد. [ ش ُ ] ( ع اِ ) سپاس منعم بر نعمت به لغت یمن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). شکر و سپاس. ( ناظم الاطباء ). شکر. ( از اقرب الموارد ). || عطا و بخشش. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). عطای بی عوض. ( یادداشت مؤلف ). در لغت ثعالبی آمده است: «شکد، بخشش ابتدابه ساکن است و اگر در جزای بخشش دیگری باشد شُکْم نامیده میشود». || آنچه توشه داده باشد انسان از شیر یا کشک یا چربی یا خرما تا آنها را از منازلشان بیرون برد. || گندم درهنگام درو آن. || آنچه از خوردنی و آشامیدنی در خانه گذارند. ج، اشکاد. ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
شکر و سپاس یا عطا و بخشش
جمله سازی با شکد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ایهود اولمرت (نخستوزیر اسرائیل) امیر پرتز دان حالوتس موشه کاپلینسکی یودی آدام الیزر شکدی دیوید بن بشت
💡 نود سال پساتر با گرفتن نخستین عکسها از این نگاربرجسته در سال ۱۹۲۹ توسط مونی پنی، کنسول انگلیس در اهواز و چاپ آن توسط ارنست هرتسفلد باستانشناس نامدار در سال ۱۹۳۰، این اثر، در میان تاریخنگاران و باستانشناسان شناخته شد. نخستین شرح دربارهٔ این نگاربرجسته و بررسی ریزهکاریها و سنگ نوشتهها توسط بیوار و شکد در سال ۱۹۶۲ که به شیمبار آمدند انجام شد. در سال ۱۹۶۳ نیز در چهارچوب «برنامهٔ توسعهٔ ملی ایران» هانسمن به این مکان آمد. و سرانجام لویی واندن برگ و کلاوس شیپمان در سالهای ۱۹۶۴ و ۱۹۶۸ و سال ۱۹۷۵ از این نگاربرجسته دیدن کردند. این نگاربرجسته در ابعاد ۸٫۵۰ در ۲ متر است که دوازده پیکره شامل ۹ نفر بزرگ و سه کودک، روی آن کنده شدهاست. گرچه در نگاه نخست مانند یک گروه پشت سر هم است اما این نگاربرجسته به پنج گروه بخشبندی میشود که جدای از هم هستند که چهار گروه نخست، ترکیب همانندی دارند. هر کدام از گروههای یک، سه و چهار شامل دو چهرهاند؛ در دومین گروه، سه چهره دیده میشود. گروه پنجم شامل سه پیکرهٔ کوچک است که دنبال گروه چهار حکاکی شدهاند. همه چهرهها (شخصیتها) بهجز پاهایشان که نیم رخ نشان داده شدهاند، کاملاً تمام رخ هستند. چهرهها همگی با هم همسان هستند و بیشتر مانند کندهکاریهای پارتی (اشکانی) در دورهٔ الیمائی است.