بار برداشتن

لغت نامه دهخدا

بار برداشتن. [ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) بلند کردن باری را از دوش یا گردن و یا پشت کسی. تحمل. ( دهار ) ( تاج المصادر بیهقی ). ازدفار. ( تاج المصادر بیهقی ). احتمال. مقعَّط. ( منتهی الارب ). رجوع به بار برتافتن شود. ( آنندراج ). || بمجاز، کنایه از تخفیف دادن آلام و رنجهای کسی. کاستن از غم و اندوه کسی. بار از روی دوش کسی برداشتن؛ بدو کمک کردن. او را یاری کردن:
اگر باری ز دوشم برنداری
چرا باری بسربارم گذاری ؟ناصرخسرو. || حامله شدن. بارور شدن. بار گرفتن. آبستن شدن:
خاک پنداری بماه و مشتری آبستن است
مرغ پنداری که هست اندر گلستان شیرخوار
این یکی گویا چرا شدنارسیده چون مسیح
وآن دگر بی شوی چون مریم چرا برداشت بار؟منوچهری.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - بلند کردن باری را از دوش و گردن و پشت کسی یا چارپایی. ۲ - آبستن شدن حامله شدن. ۳ - تخفیف دادن رنجهای کسی. یا بار برداشتن از دوش کسی. باو کمک کردن ویرا یاری کردن.

جمله سازی با بار برداشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 درحديث ديگر از ابن ابى يعفور منقول است كه حضرت صادق (عليه السّلام ) ديدند كهمن پياده راه ميروم فرمودند كه چرا سوار نمى شوى گفتم كه شتر من ضعيف است ميخواهمكه بارش سبك باشد فرمود كه مگر نميدانى كه شتر ضعيف وقوى هردو را خداى تاب وتوانائى بار برداشتن ميدهد.

جدا یعنی چه؟
جدا یعنی چه؟
لافند یعنی چه؟
لافند یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز