لغت نامه دهخدا
اسیوت. [ اِ ] ( ترکی،اِ ) ( از ایسی اوت، گیاه گرم ) اِسی اود. سیوت. فلفل.
اسیوت. [ اَس ْ ] ( اِخ ) کوهی است نزدیک حضرموت. یاقوت حموی گوید: درخت لبان فقط در این کوه بعمل می آید.
اسیوت. [ اِ ] ( ترکی،اِ ) ( از ایسی اوت، گیاه گرم ) اِسی اود. سیوت. فلفل.
اسیوت. [ اَس ْ ] ( اِخ ) کوهی است نزدیک حضرموت. یاقوت حموی گوید: درخت لبان فقط در این کوه بعمل می آید.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ورزشکاه دانشگاه اسیوت یک ورزشگاه در مصر است که در اسیوط واقع شدهاست.
💡 محمد قطب دومین فرزند بزرگتر از پنج فرزندی بود که در روستای مصر علیا موشا در نزدیکی اسیوت متولد شد و ۱۳ سال از برادر بزرگترش سید کوچکتر بود. هنگامی که پدرش در سال ۱۹۳۳ درگذشت، مادرش با فرزندانش به حلوان نزدیک قاهره نقل مکان کرد.