مغب

لغت نامه دهخدا

مغب. [ م ُ غ ِب ب ] ( ع اِ ) شیر بیشه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || ( ص ) گوشت بوی گرفته. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || روز میان آینده قوم را. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). دوستی که هر سه روز یک دفعه دوست را دیدن می کند. ( ناظم الاطباء ). || روز میان به جایی رونده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). || آنکه به چیزی دوروز نمی پردازد. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

شیر بیشه یا گوشت بوی گرفته

جمله سازی با مغب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 3 - امـام صـادق (عـليـه السـلام ) بـه يـكـى از يـارانـش فـرمـود: لا تـدع قـيـامالليل فان المغبون من حرم قيام الليل: (دست از قيام شب برمدار، مغبون كسى است كه ازقيام و عبادت شب محروم گردد).

💡 بعضى نيز گفته اند آنها ترسى از فقر و كينه وبخل و مغبون شدن ندارند و نه غمى از آنچه انفاق كرده اند.

💡 مساءله 11 - اگر بعد از عمل معلوم شود اجاره اى كه واقع شدهباطل بوده اجير اجرت تعيين شده را مستحق نيست بلكه اجرتالمثل را مستحق است و همچنين اگر خود اجير بخاطر مغبون شدن و يا مجوز شرعى ديگر اجازهرا فسخ كرده باشد.

💡 از متاع دیگران بازار خویش آراستی زین چنین سودا چه باشد سودت ای مغبون خویش

💡 امام صادق عليه السلام: كسى كه دو روزش از حيث رشد روحانى وكمال معنوى مساوى باشد، مغبون است.

💡 ولى اين وجه هم مثل وجه قبلى با معناى تغابن نمى سازد، براى معناى تغابن مغبون كردنيكديگر است.

مهوا یعنی چه؟
مهوا یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز