غمص

لغت نامه دهخدا

غمص. [ غ َ ] ( ع مص ) شکر نکردن نعمت را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). ناسپاسی کردن نعمت را. ( تاج المصادر بیهقی ) ( المصادر زوزنی ). || خرد و خوار شمردن و بر هیچ ناداشتن چیزی را. || عیب گرفتن بر کسی سخن را. ( منتهی الارب )( آنندراج ). عیب کردن کسی را. ( تاج المصادر بیهقی ) ( المصادر زوزنی ). || مسخره کردن. ( دزی ج 2 ص 227 ). || سستی ورزیدن به حق کسی. || دروغ گفتن. یقال: لاتغمص علی؛ یعنی دروغ مباف برمن. || روان گردیدن خم چشم. ( منتهی الارب )( آنندراج ). ژفکین شدن چشم. ( تاج المصادر بیهقی ) ( المصادر زوزنی ). و رجوع به غَمَص شود. || ( اِ ) خم چشم که روان باشد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). زفگ. چرک چشم و پیخال چشم. ( از غیاث اللغات ). ژفکاب.
غمص. [ غ َ م َ ] ( ع مص ) روان گردیدن خم چشم. ( منتهی الارب ). جاری شدن چرک تر چشم. ( از اقرب الموارد ). || ( اِ ) خم چشم که روان باشد. ( منتهی الارب ). رَمَص. ( اقرب الموارد ). و رجوع به غَمص شود.
غمص. [ غ َ م ِ ] ( ع ص ) عیبگیر: رجل غمص علی النسب؛بسیار عیب گیرنده بر نسب مردم. ( از اقرب الموارد ).
غمص. [ غ ُ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ اَغمَص و غَمصاء. ( اقرب الموارد ). رجوع به همین کلمه ها شود.

جمله سازی با غمص

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پيامبر گرامى اسلام (صلى الله عليه و آله ) ضمن حديثى - كه در بحثهاى گذشته از آنياد كرديم - كبر و منش هاى نابخردانه را به (بطر الحق و غمص ‍ الناس ) تعبيرفرمود. منظور از (بطرالحق )، مردود ساختن سخن گوينده آن و عدم اعتراف به حقانيت آنپس از اثبات و محرز بودن حقانيت آن است. و منظور از (غمص الناس ) پست و حقيرشمردن مردم مى باشد.

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز