لغت نامه دهخدا
عرق بر. [ ع َ رَ ب ُ ] ( نف مرکب ) خوی بره. داروئی که عرق باز دارد. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
عرق بر. [ ع َ رَ ب ُ ] ( نف مرکب ) خوی بره. داروئی که عرق باز دارد. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
خوی بر داروئی که رعق باز دارد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در لطافت چون عرق بر جسم او نبود اگر زآب حیوان شبنم افشاند هوا بر یاسمین
💡 در حديث مى خوانيم: كه پيامبر اكرم (صلّى اللّه عليه وآله )، على بن ابى طالب (عليهالسلام ) را ديد، در حالى كه عرق بر صورت مباركش نشسته، وارد شد، پيامبر عزيز(صلّى اللّه عليه وآله ) كمى از عرق صورت خود را به على (عليه السلام ) ماليد، سپسكمى از عرق حضرت على (عليه السلام ) به صورت مبارك خود ماليد(155)
💡 ناگاه حضرت با شنيدن اين سخن، عرق بر چهره مبارك حضرت ظاهر شد و فرمود:خداوند كريم تر از آن است كه در قلب بنده مؤ من علاقه به خمر و محبّت مااهل بيت رسالت را كنار هم قرار دهد و هرگز چنين نخواهد بود.
💡 نوازشنامههای وضع جودش گر بیان سازم عرق بر روی حاتم گل کند از شرم احسانش
💡 ژاله بر برگ سمن همچون عرق بر روی او لاله در صحن چمن مانند آن رخسار نیست
💡 گاهى انسان فكر مى كند كه چگونه، مردم همين كه به كعبه رسيدند، هيجان زده مىشوند، اشك در چشمشان و عرق بر پيشانيشان مى نشيند و بهقول اميرالمؤ منين (عليه السلام ): همچون پرندگان تشنه اى كه به آب صاف وزلال مى رسند، سراسيمه مى شتابند ياءلهون اليه ولوه الحمام.