طله

لغت نامه دهخدا

( طلة ) طلة. [ طَل ْ ل َ ] ( ع اِ ) طلاء. می خوش مزه. ( منتهی الارب ). شراب خوش طعم. ج، طَلاّت. ( مهذب الاسماء ). || باد خوش. || مرغزار باران رسیده. || زن مرد. ( منتهی الارب ). زن. ج، طلات. ( مهذب الاسماء ). || ( ص ) زن سالخورده. || زن بیهوده گوی. زن بدزبان. || دسترس در خوردنی و نوشیدنی. ( منتهی الارب ).
طلة. [ طِل ْ ل َ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ طَلیل. ( منتهی الارب ).
طله. [ طَل ْه ْ ] ( ع مص ) رفتن. || آهسته و نرم رفتن. ( منتهی الارب ).
طله. [ طُ ل َه ْ ] ( ع ص، اِ ) ابر تنک، گویند: مافی السماء طلة؛ ای مارق من السحاب. ( منتهی الارب ).
طله. [ طُل ْه ْ ] ( ع اِ ) ج ِ اَطْلَه ْ. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

طلهه من المال باقی مانده از شتران

جمله سازی با طله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ما با ملت ايران، با همراهى ملت ايران، با پشتيبانى از ملت ايران، تمام آثار غرب را،تمام آثار فاسده، نه آثارى كه تمدن است، تمام اخلاق فاسده غربى را، تمام نغماتبا طله غربى را خواهيم زداييد.

طی کشیدن یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
اونلی فنز یعنی چه؟
اونلی فنز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز