صلال

لغت نامه دهخدا

صلال. [ ص ِ ]( ع اِ ) ج ِ صَلَّة. ( منتهی الارب ). رجوع به صلة شود.
صلال. [ ص ِ ] ( ع اِ ) آستر موزه یا ساق موزه. ( منتهی الارب ).
صلال. [ ص َل ْ لا ] ( ع ص، اِ ) آب برگردیده رنگ و مزه. || طین صلال؛ گل که از وی بانگ آید. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع صل مارهای افسون ناپذیر.
آب برگردیده رنگ و مزه وطین صلال گل که از وی بانگ آید

جمله سازی با صلال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همچنین ام صلال یک بار در سال ۲۰۰۹ به مقام قهرمانی در جام شیخ جابر قطر رسیده است و سابقهٔ نایب قهرمانی در این مسابقات را هم دارد.

💡 از باشگاه‌هایی که در آن بازی کرده‌است می‌توان به باشگاه ورزشی الغرافه و باشگاه ورزشی ام صلال اشاره کرد.

💡 از باشگاه‌هایی که در آن بازی کرده‌است می‌توان به السد، الجیش قطر، الریان، ام صلال، ام صلال، الخور، و الوکره اشاره کرد.

💡 از باشگاه‌هایی که در آن بازی کرده‌است می‌توان به الریان، الخور، ام صلال، الخور، باشگاه فوتبال الشحانیه وباشگاه فوتبال استقلال تهران اشاره کرد.

💡 ام صلال علی یک منطقهٔ مسکونی در قطر است که در ام صلال (شهرداری) واقع شده‌است. ام صلال علی ۱۱٫۱ کیلومتر مربع مساحت دارد.

💡 باشگاه ورزشی ام صلال (به عربی: نادی أم صلال الریاضی) یک باشگاه ورزشی در شهر ام صلال و در کشور قطر می‌باشد که تیم فوتبال آن در لیگ ستارگان فوتبال قطر بازی می‌کند.