الف یافتن
لغت نامه دهخدا
الف یافتن. [ اِ ت َ ] ( مص مرکب ) الفت گرفتن. مونس شدن. انس گرفتن. خوگر شدن. عادت کردن. الف داشتن. رجوع به اِلف شود: و رعایای این ممالک بمدت ملک ما در دامن امن و فراغت اعتیاد و عادت گرفته اندو با تخفیف و ترفیه الف یافته. ( سندبادنامه ص 40 ).
فرهنگ فارسی
الفت گرفتن مونس شدن انس گرفتن
جمله سازی با الف یافتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در نظر بگیرید که هدف ما یافتن مُد بوده و حدس اولیهی ما از مکانِ آن،
💡 برای مثال اگر هدف یافتن جذر ۶۱۲ باشد، این موضوع را میتوان معادل جواب
💡 چون امل ما را در این محفل نخواهی یافتن جمله امروزیم لیک آن سوی فردا رفتهایم
💡 چون نفس از عاجزی تار نظر هم نارساست هیچ نتوان یافتن از دیده تا دل جزگره
💡 آنان بر این باورند که یگانهپرستی، با تأکید خود بر توانایی کیهانی یک وجود الٰهی، بسیار بیش از چندگانهپرستی ناگزیر از یافتن پاسخی برای مسئلهٔ شرور است.
💡 تا فنا در هیچ جا آرام نتوان یافتن هرچهجزمنزل درینوادیست یکسرجادهاست