💡 نخست توجه به اين موضوع لازم است كه وهابيها كه در دو قرن اخير به رهبرى محمد بنعبد الوهاب سرزمين حجاز را تحت نفوذ افكار خود قرار داده اند در معتقدات تند و حاد خودكه بيشتر در زمينه توحيد است تنها با شيعه مخالفت ندارند بلكه با غالب مسلمانهاىاهل تسنن نيز شديدا مخالفند.
💡 و اگـر در ذيـل كـلام فـرمود: (العزيز الوهاب )، براى اين بود كه خلاصه گفتار راتـاءيـيـد كند. و معنايش اين است كه هيچ سهمى از خزانه هاى رحمت خدا به دست ايشان نيستبراى اينكه خدا عزيز است، يعنى مقامش منيع است و احدى در كار او نمى تواند دخالت كندو نـيـز آنـهـا نـمـى تـوانند رحمت خدا را از احدى جلوگيرى كنند، براى اينكه خدا وهاب، وبسيار بخشنده است.
💡 (محمد بن عبد الوهاب ) در خلال سالهاى 1160 تا 1206 كهسال وفات او بود با همكارى زمامداران محلى، و برانگيختن آتش تعصبهاى خشن در مياناقوام بيابان گرد و بدوى حجاز توانست به نام دفاع از توحيد و مبارزه با شرك،مخالفان خود را عقب بزند و بر دستگاه حكومت و رهبرى سياسى، بطور مستقيم، و غيرمستقيم تسلط يابد و در اين راه خون هاى زيادى از مسلمانان حجاز و غير حجاز ريخته شد.
💡 توضيح اينكه امثالآيه: (واللّه هو الغنى ) و آيه: (العزيز الوهاب ) و آيه: (اعطىكل شى ء خلقه ثم هدى ) اين معنا را افاده مى كند كه خداى تعالى آنچه را كه از خلقت وشؤ ون و اطوارش مى دهد خودش واجد آن است، و آنچه را مى دهد و به آن جود مى ورزدقطره هائى است از اقيانوسى كه نزد خود دارد.