شل کردن
مترادفها
شل ساختن، رها کردن، باز کردن
متضادها
سفت کردن، محکم کردن
لغت نامه دهخدا
شل کردن. [ ش ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) سست کردن. ( ناظم الاطباء ). سست کردن چنانکه عنان مرکبی را. ( یادداشت مؤلف ). رها کردن.سر دادن. گذاردن که بی مانعی روان شود:
چو شل کرده باشی رگ آب دیده
بصر بسته توتیایی نیابی.خاقانی. || رها کردن.از یک لرفقیر شنیدم که خطاب به خدای تعالی میگفت: «نمی تونی [ نمی توانی ] بنده داری کنی شل کن بمرم »؛ یعنی رها کن تا بمیرم. ( یادداشت مؤلف ). || با آب بیشتری آمیختن: شل کردن گچ را؛ آبکی کردن. ( یادداشت مؤلف ). || فراخ و گشاده تر کردن چنانکه بند شلوار و تنگ اسب یا شال کمر را. ( یادداشت مؤلف ).
- سر کیسه را شل کردن؛ پول خرج کردن. ( فرهنگ فارسی معین ).
- || رشوه دادن. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - سست کردن. ۲ - نرم کردن. ۳ - آبکی ساختن. یا سر کیسه را شل کردن. ۱ - پول جمع کردن. ۲ - رشوه دادن.
جمله سازی با شل کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 داروهایی مانند مسدود کنندههای آلفا که با شل کردن عضلات و ماهیچههای گردن مثانه، باعث میشوند تا شما راحتتر ادرار کنید.
💡 «در حالی که بسیاری دیگر روی شل کردن زنجیرهای برده داری و تعجیل در راهپیمایی به سوی طلوع آزادی کار میکردند، تاتا آرزو داشت و زندگی میکرد همانطور که قرار بود پس از آزادی شکل بگیرد. بیشتر دیگران برای آزادی از زندگی بد بندگی کار میکردند؛ تاتا برای ایجاد زندگی بهتر در استقلال اقتصادی برای آزادی تلاش کرد.» - دکتر ذاکر حسین، رئیسجمهور پیشین هند
💡 این دارو با شل کردن عضلات اسکلتی و عضلات صاف عروقی عمل می کند و اثرات مختلفی مانند کاهش میتونی، بهبود گردش خون و سرکوب رفلکس درد را نشان می دهد. این دارو با کاهش درد، ایسکمی و هیپرتونی در عضلات اسکلتی، دایره باطل میتونی را مهار میکند، بنابراین سفتی و اسپاستیسیته را کاهش میدهد و حرکت عضلات را تسهیل میکند.