سینه صاف

لغت نامه دهخدا

سینه صاف. [ ن َ / ن ِ ] ( ص مرکب ) صادق. پاکدل و راست.( ناظم الاطباء ). کنایه از آدمی بی نفاق. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

صادق و پاکدل و راست

جمله سازی با سینه صاف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 علم رسمی سینه صافان را نمی آید به کار چون شود آیینه آهن بی نیاز از جوهرست

💡 علم رسمی تیره دارد سینه صاف مرا بی صفا آیینه ام از کثرت جوهر شده است

💡 به تیغ سینه صافی سرنوشت کارها دارم بهار شعله ها از خون باران تازه می گردد

💡 اسیر از بیزبانی باشدم در سینه صافی تیغ چرا بیهوده از شمشیر کین دشمنان ترسم

💡 هر که قصد ما کند، شمشیر بر خود می کشد سینه صافان محبت را سپر آیینه است

💡 مرا ز فیض جنون کار نیست با گل و خار به سینه صافی آیینه بهار قسم

شرح حال یعنی چه؟
شرح حال یعنی چه؟
جاز یعنی چه؟
جاز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز