سینه صاف

متضادها

سینه برجسته

لغت نامه دهخدا

سینه صاف. [ ن َ / ن ِ ] ( ص مرکب ) صادق. پاکدل و راست.( ناظم الاطباء ). کنایه از آدمی بی نفاق. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

صادق و پاکدل و راست

جمله سازی با سینه صاف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 علم رسمی سینه صافان را نمی آید به کار چون شود آیینه آهن بی نیاز از جوهرست

💡 علم رسمی تیره دارد سینه صاف مرا بی صفا آیینه ام از کثرت جوهر شده است

💡 به تیغ سینه صافی سرنوشت کارها دارم بهار شعله ها از خون باران تازه می گردد

💡 اسیر از بیزبانی باشدم در سینه صافی تیغ چرا بیهوده از شمشیر کین دشمنان ترسم

💡 هر که قصد ما کند، شمشیر بر خود می کشد سینه صافان محبت را سپر آیینه است

💡 مرا ز فیض جنون کار نیست با گل و خار به سینه صافی آیینه بهار قسم

💡 پزشک پس از معاینه دقیق بیمار، متوجه شد که او دارای ساختار بدنی با سینه صاف است که ممکن است بر تنفسش تأثیر بگذارد.

💡 در برخی از مدل‌های تبلیغاتی لباس‌های ورزشی، افرادی با ویژگی‌های ظاهری خاص مانند سینه صاف برای نمایش بهتر کیفیت پارچه انتخاب می‌شوند.

💡 تغییرات در ساختار استخوان‌بندی بدن می‌تواند منجر به ایجاد حالت سینه صاف شود که نیاز به تمرینات ورزشی اصلاحی برای بهبود وضعیت دارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران