لغت نامه دهخدا
سه لب. [ س ِ ل َ ] ( ص مرکب ) کسی که در لب یا پیرامون دهان وی ریش و قرحه باشد. ( ناظم الاطباء ). رجوع به سه لبه شود.
سه لب. [ س ِ ل َ ] ( ص مرکب ) کسی که در لب یا پیرامون دهان وی ریش و قرحه باشد. ( ناظم الاطباء ). رجوع به سه لبه شود.
= لب شکری
( صفت ) کسی که لب بالایین یا لب زیرین او چاک داشته باشد لب شکری.
کسیکه در لب یا پیرامون دهان وی ریش و قرحه باشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برآرد روزگارت از سه لب کام لب یار و لب جوی و لب جام
💡 برآرد روزگارت از سه لب کام لب جوی و لب یار و لب جام
💡 اکنون که چمن سبز سلب گشت سه لب داشت یعنی لب جام و لب جوی و لب دلجوی
💡 سه لب کرده دو لب خندان بیکبار لب کشت و لب جوی و لب یار