سنجید
مترادفها
ارزیابی کرد، محک زد، بررسی کرد
لغت نامه دهخدا
سنجید. [ س َ ج َ ] ( اِخ ) ( سنگ آباد ). دهی است از دهستان کنجکا بخش سنجید شهرستان هروآباد. دارای 644 تن سکنه است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).
سنجید. [ س َ ج َ ] ( اِخ ) نام یکی از بخشهای شهرستان هروآباد ( خلخال ) است. این بخش در قسمت باختری هروآباد واقع است؛ از شمال به بخش مرکزی هروآباد از جنوب به بخش کاغذکنان، از خاور بدهستان خورش رستم و از باختر بشهرستان میانه محدود میباشد. این بخش از 150 آبادی کوچک و بزرگ تشکیل و جمعیت آن در حدود 30150 تن است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).
فرهنگ فارسی
نام یکی از بخشهای شهرستان هرو آباد است.
جمله سازی با سنجید
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همانطور که بحث برابری بین متغیرها در زبانهای برنامهنویسی مطرح است، در این زمینه نیز منطقی است که سؤال شود که آیا در مورد توابع هم میتوان برابری آنها را سنجید یا خیر. این سؤال سادهای نیست و لازم است بین انواع برابری توابع تمایز قائل شود:
💡 سنجید که عمر این دو سه روز است: ولی کی آن روز، کز آن بعد «دگرروز» نبینید
💡 آسمان عظم تو سنجید و شکستی شد پدید در یکی از کفههای اعظم شمس و قمر
💡 این جمهوری در قرن ۱۵ و ۱۶ به اوج قدرت خود رسید، هنگامی که میشود آن تا حد جمهوری ونیز و دیگر جمهوریهای دریایی ایتالیایی سنجید.
💡 أَوْفُوا الْکَیْلَ تمام پیمایید وَ لا تَکُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِینَ (۱۸۱) و از کاهندگان و زیان نمایندگان مباشید وَ زِنُوا بِالْقِسْطاسِ الْمُسْتَقِیمِ (۱۸۲) و بقپان راست سنجید.
💡 میزان آمادگی یک سازمان نظامی را میتوان توسط حالت آمادهباش سنجید.