زنبا

لغت نامه دهخدا

زنبا. [ زَم ْ ] ( اِ ) نباتی است که در بلاد ری به تابستان می کارند و در اول زمستان می روید بسیار گرم و تند و مصدع و موجب حرارت بدن است به مرتبه ای که خورنده آن از هوای سرد متألم نخواهد شد. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). رجوع به تحفه حکیم مؤمن شود.

فرهنگ فارسی

نباتی است که در بد ری در تابستان می کارند و در اول زمستان می روید بسیار گرم و تند و مصدع موجب حرارت بدن است به. مرتبه که خورنده آن از هوای سرد متالم نخواهد شد.

جمله سازی با زنبا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مـؤ لف: و در روايـاتـى ديگرآمده كه كلمه (عرب ) جمع عروب است، كه به معناى زنبا ناز و كرشمه است.

💡 804 - امام رضا عليه السلام از پدر بزرگوارش روايت فرمود كه:رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده است:مثل مومن در نزد خداوند تعالى همانند فرشته مقرب است و مومن در پيشگاه خداوند ازفرشته مقرب نيز بزرگتر و برتر است و هيچ چيز در نزد خداوند تعالى از مرد و زنبا ايمانى كه توبه كننده باشند محبوبتر نيست.

💡 روزى ملك شاه به شكار رفته بود در قلعه اىنزول نمود جمعى از غلامان او گاوى ديدند كه صاحب ندارد گاو را كشته و گوشت آن راخوردند. گاو از پيرزنى بود كه با سه يتيم خود از شير آن زندگى مى كرد، وقتى زنبا خبر شد كه سربازان ملك شاه گاوش را كشته اند، بسيار اندوهناك گرديد، سحرگاهبر سر پل زاينده رود آمد.

تذو یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
نمایان یعنی چه؟
نمایان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز