زرد کف

لغت نامه دهخدا

زردکف. [ زَ ک َ ] ( ص مرکب ) کنایه از خورشید است. ( برهان ) ( آنندراج ). آفتاب. خورشید. ( ناظم الاطباء ). زر رومی. زر سرخ سپهر. زرگر چرخ. زرین ترنج.زرین کاسه. زرین کلاه. کنایه از آفتاب باشد. ( انجمن آرا ) ( از فرهنگ رشیدی ). زرین همای. زر سرخ. زرد فواره: زرین صدف؛ یعنی آفتاب. ( فرهنگ رشیدی ):
گوئی خم صرعدار شد چرخ
کآن زردکف از دهان برانداخت.خاقانی.

فرهنگ فارسی

( اسم ) خورشید آفتاب.
کنایه از خورشید آفتاب

جمله سازی با زرد کف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 می زرد کف بر سرش تاخته چو دٌرّ از بَرِ زرّ بگداخته

💡 گوئی خم صرع‌دار شد چرخ کان زرد کف از دهان برانداخت

رایزنی یعنی چه؟
رایزنی یعنی چه؟
توبره یعنی چه؟
توبره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز