روزی دادن

لغت نامه دهخدا

روزی دادن. [ دَ ] ( مص مرکب ) رزق. ( تاج المصادر بیهقی ) ( ترجمان القرآن ):
آنکه جان بخشید و روزی داد و چندین لطف کرد
هم ببخشاید چو مشتی استخوان بیند رمیم.سعدی.جمله را رزاق روزی میدهد
قسمت هریک به پیشش می نهد.سعدی. || جیره دادن. وظیفه دادن. مواجب دادن: سپاه را بنگریست [ انوشیروان ] و ایشان را روزی ها داد و صلت بخشید. ( تاریخ بلعمی ).
در گنج بگشاد و روزی بداد
بزد نای رویین بُنه برنهاد.دقیقی.سر گنجهای پدر برگشاد
سپه را همه خواند و روزی بداد.فردوسی.سپاه انجمن کرد روزی بداد
سرش پرزکین و دلش پرزباد.فردوسی.در گنج بگشاد و روزی بداد
سپاهی شد آباد و باکام و شاد.فردوسی.

جمله سازی با روزی دادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قسمت حقست روزی دادنی هر یکی را سوی دیگر راه نی

💡 قُلْ مَنْ یَرْزُقُکُمْ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ خبر میدهد که در هفت آسمان و زمین خدای‌ست که آفریدگار است و روزی گمار است، و در آفریدن یکتا و در روزی دادن بی‌همتا، می‌آفریند بقدرت فراخ بی‌معونت، روزی میدهد از خزینه فراخ بی‌مئونت.

قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
مجارشین یعنی چه؟
مجارشین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز