لغت نامه دهخدا
جیره دادن. [ رَ / رِ دَ ] ( مص مرکب ) سهمیه هر یک از جیره خواران را بموقع آن تحویل کردن. رجوع به جیره و جیره بندی و جیره خوار شود.
جیره دادن. [ رَ / رِ دَ ] ( مص مرکب ) سهمیه هر یک از جیره خواران را بموقع آن تحویل کردن. رجوع به جیره و جیره بندی و جیره خوار شود.
سهمیه هر یک از جیره خواران را بموقع آن تحویل کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مادر شبها روی بچههای خود میخوابد اما پدر مسؤلیت جیره دادن به جوجهها در روز به عهده دارد. البته مادر نیز کم وبیشی غذاء به به چهای خود میدهد و به آنها میرسد.