دیرگیر

لغت نامه دهخدا

دیرگیر. ( نف مرکب ) که دیر مؤاخذه کند. اغماض کننده:
در خطا دیرگیر و زودگذار
در عطا سخت مهر و سست مهار.سنایی.در وی آهسته رو که تیزهش است
دیرگیر است لیک زودکش است.نظامی ( هفت پیکر ص 358 ).- امثال:
خدا دیرگیر است لیکن سخت گیر است.

فرهنگ فارسی

که دیر مواخده کند.

جمله سازی با دیرگیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نیست غم گر دیر بی او مانده‌ای دیرگیر و سخت‌گیرش خوانده‌ای

💡 این افزودنی‌ها دارای ترکیباتی هستند که هیدراتاسیون سیمان را سرعت می‌بخشند و اثر دیرگیر کنندگی ذاتی روان‌کننده‌ها را خنثی می‌کنند. گیرش این بتن‌ها در محدوده زمانی ۱٫۵+ ساعت نسبت به بتن بدون روان‌کننده می‌باشد.

خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز