دلسرد شدن
مترادفها
ناامید شدن، بیانگیزه شدن، دلزده شدن
متضادها
دلگرم شدن، مشتاق شدن
لغت نامه دهخدا
دلسرد شدن. [ دِ س َ ش ُ دَ ]( مص مرکب ) ملول و ناخوش شدن. ( از آنندراج ). اشتیاق پیشین را بالتمام نداشتن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). نومید شدن. دماغ سوخته شدن. ( فرهنگ عوام ):
سرد شد او را دل از کار جهان
بود کارش روز و شب زار و فغان.اسیری لاهیجی ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
ملول و ناخوش شدن.
جمله سازی با دلسرد شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر چه ممکن است تمامی مزایای بالقوه حاصل از این تمرینات با درجاتی از میزان درد و ناراحتیهای ناشی از همین تمرینات خنثی شود که در نهایت منجر به دلسرد شدن فرد از ادامه تمرین گردد. با در نظر گرفتن تأثیر بالقوه آن برای سازگارشدن با فواید تمرین در طول تمرینات کاتسو، گروهی از دانشمندان دانشگاههای ایندیانا و نیویورک دریافتند که توانایی عضلهسازی در تمرینات کاتسو تغییر شکل مییابد.