لغت نامه دهخدا
دستان نیوش. [ دَ ] ( نف مرکب ) نغمه شنو. سرودشنو. مستمع الحان:
ترنم شناسان دستان نیوش
ز بانگ مغنی گرفتند گوش.نظامی.
دستان نیوش. [ دَ ] ( نف مرکب ) نغمه شنو. سرودشنو. مستمع الحان:
ترنم شناسان دستان نیوش
ز بانگ مغنی گرفتند گوش.نظامی.
نغمه شنو سرود شنو مستمع الحان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گوشها دستان نیوش و دیده ها خورشید بین دستها دینار بار و پایها دیبا سپر