دررود

لغت نامه دهخدا

دررود. [ دَ رِ رو ] ( اِخ ) دهی است از دهستان امجز بخش جبال بارز شهرستان جیرفت واقع در 42 هزارگزی جنوب خاوری مسکون و 5 هزارگزی شمال راه مالرو کروک به مسکون با 200 تن سکنه. آب آن از قنات و چشمه و راه آن مالرو است. ساکنان آن از طایفه امجزی هستند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).

دانشنامه عمومی

دررود (عنبرآباد). دررود یا ده رود روستایی در دهستان امجز بخش مرکزی شهرستان عنبرآباد استان کرمان ایران است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵ جمعیت این روستا ۳۱۲ نفر ( ۸۴خانوار ) بوده است.

دانشنامه آزاد فارسی

دَرْرود
شهری در استان خراسان رضوی، بخش زبرخان، با ارتفاع ۱,۵۷۰ متر. در منطقه ای کوهستانی در ۴۵کیلومتری جنوب غربی مشهد و ۲۹کیلومتری شرق جنوبی نیشابور، در دامنۀ جنوبی کوه بینالود و ۷کیلومتری شمال راه نیشابور به مشهد قرار دارد. جمعیت آن ۶,۰۴۰ نفر است.

جمله سازی با دررود

💡 شهر دررود میزبان روحانیون مبارزی چون سید رضا صدر، شیخ تقی بهلول، مرتضی مطهری، علی شریعتی، هاشمی‌نژاد، سید علی خامنه‌ای، نوری همدانی و مکارم شیرازی بوده‌است.

💡 دررود یا ده‌رود روستایی در دهستان امجز بخش مرکزی شهرستان عنبرآباد استان کرمان ایران است.

💡 صوفی ز شوق تو به چمن بس که بگذرد چون گل مرقعش به سر خار دررود

💡 یارم به خانه ای که شب تار دررود خورشید و ماهش از در و دیوار دررود

💡 رودخانه دررود از قله فلسکه سرچشمه گرفته و باغ‌های اطراف درّود را سیراب می‌کند.