لغت نامه دهخدا
( پرآرایش ) پرآرایش. [ پ ُ ی ِ ] ( ص مرکب ) سخت آراسته و مزیَّن:
سه دیگر که با داد و بخشایش است
ز تاجش زمانه پرآرایش است.فردوسی.
( پرآرایش ) پرآرایش. [ پ ُ ی ِ ] ( ص مرکب ) سخت آراسته و مزیَّن:
سه دیگر که با داد و بخشایش است
ز تاجش زمانه پرآرایش است.فردوسی.
( پر آرایش ) ( صفت ) بسیار آراسته مزین.
💡 چون بهشتش درون پر آسایش چون سپهرش برون پر آرایش
💡 یکی نامه بنوشت ار تنگوار پر آرایش و بوی و رنگ و نگار
💡 پیرایهای به عمد، نبستم به بال و پر آرایش وجود من ای دوست بیریاست