دراز دامان

لغت نامه دهخدا

درازدامان. [ دِ ] ( ص مرکب ) درازدامن. که دامانی دراز دارد:مُذالَة؛ زره درازدامان. و رجوع به درازدامن شود.

فرهنگ فارسی

دراز دامن که دامانی دراز دارد

جمله سازی با دراز دامان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در باغ، دست باد خزان بس که شد دراز دامان گل ز شاخ، به چیدن نمی‌رسد

قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز