لغت نامه دهخدا
درازدامن. [ دِ م َ ] ( ص مرکب ) درازدامان. که دامن دراز دارد. طویل الذیل. ( دهار ): رِفَّل رداء مُذَیَّل؛ چادر درازدامن. طَبَّة؛ جامه پیش گشاده درازدامن. ( منتهی الارب ). تذییل؛ درازدامن کردن. ( تاج المصادر بیهقی ).
درازدامن. [ دِ م َ ] ( ص مرکب ) درازدامان. که دامن دراز دارد. طویل الذیل. ( دهار ): رِفَّل رداء مُذَیَّل؛ چادر درازدامن. طَبَّة؛ جامه پیش گشاده درازدامن. ( منتهی الارب ). تذییل؛ درازدامن کردن. ( تاج المصادر بیهقی ).
که دامن دراز دارد
درازدامن ( انگلیسی: Quetzal ) به گروهی از پرندگان با رنگ های تند گفته می شود که جزئی از خانواده لانه کنان هستند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پرندگانی که در منطقه مرکزی زندگی میکنند شامل درازدامن درخشان، سهره طلایی، مرغ مگس، جیجاق، و توکان است.
💡 درازدامن درخشان از چیاپاس مکزیک تا غرب پاناما یافت میشود، برخلاف سایر درازدامنهای جنس فاروماکروس که در آمریکای جنوبی و شرق پاناما زندگی میکنند.
💡 انتخاب نام درازدامن برای این گروه از شکل پرهای درازدامن درخشان گرفته شده که بال و دم آن شکل و حالت ردا و دامن دراز دارد.