خون جهان

لغت نامه دهخدا

خون جهان. [ ن ِ ج َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از سرخی است. || کنایه از شفق. ( برهان قاطع ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). کنایه از سرخی شفق است. ( انجمن آرای ناصری ).

فرهنگ فارسی

کنایه از سرخی است یا کنایه از شفق

جمله سازی با خون جهان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ما را به نشاط و طرب آسان بگذارند غم خون جهانی به سراغ دل ما ریخت

💡 چگونه سرو روانی به فکر خون من افتد که ریخت خون جهانی به خاک راه گذارش

💡 ز بسکه خون جهانی بریخت دوری او کجاست کز غم هجرش فغان و ماتم نیست

💡 چشم تو خون جهان ریخت ازو نیست عجب راستی و خرد و عقل زمستان طلبند

💡 به غمزه خون جهانی بریخت آن دلبر دلم ببرد به دزدی ز چشم او پیداست

💡 چه کند خون جهان با جگر تشنه عشق؟ نکند شبنم گل ریگ روان را سیراب

روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
وادی یعنی چه؟
وادی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز