لغت نامه دهخدا
خوردگان. [ خوَرْ / خُرْ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) پست تران. کوچکتران. کهتران. ( ناظم الاطباء ). خردگان.
خوردگان. [ خوَرْ / خُرْ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) پست تران. کوچکتران. کهتران. ( ناظم الاطباء ). خردگان.
پست تران کوچکتران
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در عشق شوخ چشمان، رم خوردگان عقلیم وحشی نگاه خود را یک لمحه رام گردان
💡 آشوريان وظيفه دينى داشتند كه كشورگشائى نمايند و مردم را به اطاعت خداى آشوردرآورند. و هر چه بيشتر در تعذيب اسيران و شكنجه شكست خوردگان موفق مى شدند. خودرا ثواب كارتر و در نزد آشور خداى خود عزيزتر گمان مى كردند.(84)
💡 فیلم دربارهٔ شخص دجالی است که خود را استعدادیاب کمپانی فیلمسازی یونیورسال معرفی میکند و با گرفتن ۱۵۰۰ لیر از هر یک از فریب خوردگان سادهٔ روستایی سیسیل از آنان تست بازیگری میگیرد.
💡 عوارض آنتی موسکارینی: ممکن است محیطی باشد (احتباس ادرار، یبوست، خشکی دهان، تاکی کاردی، تاری دید، حمله گلوکوم، ناتوانی جنسی، وقفه در انزال) یا بهصورت عارضه مرکزی (اختلال در حافظه و شعور که بیشتر در سال خوردگان پیش میآید)
💡 البته در یک سری مسابقات تک حذفی سیستم مسابقات طوری چیده میشود که شکست خوردگان به جای حذف سریع از دور مسابقات برای دسترسی به مکانهای پایینتر وارد دور جدیدی از رقابت با سایر شکست خوردگان دیگر میشوند.
💡 چون سرمه خوردگان نفس خاک تیره است شد سرمه بس که دیده مردم به زیر خاک