خنشله

لغت نامه دهخدا

( خنشلة ) خنشلة. [ خ َ ش َ ل َ ] ( ع مص ) لرزیدن از کلانسالی و پیری. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ). یقال: خنشل الرجل خنشلة.

جمله سازی با خنشله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بوحمامه (به عربی: بوحمامة) یک شهرداری در الجزایر است که در استان خنشله واقع شده‌است. بوحمامه ۴۰۹ کیلومتر مربع مساحت و ۱۰٬۶۱۴ نفر جمعیت دارد.

💡 بغای (به عربی: بغای) یک شهرداری در الجزایر است که در استان خنشله واقع شده‌است. بغای ۶٬۶۷۶ نفر جمعیت دارد.

💡 امصاره (به عربی: أمصارة) یک شهرداری در الجزایر است که در استان خنشله واقع شده‌است. امصاره ۴٬۱۹۴ نفر جمعیت دارد.

💡 خیران (به عربی: خیران) یک شهرداری در الجزایر است که در استان خنشله واقع شده‌است. خیران ۵٬۳۵۰ نفر جمعیت دارد.

💡 انسیغه (به عربی: أنسیغة) یک شهرداری در الجزایر است که در استان خنشله واقع شده‌است. انسیغه ۷٬۸۹۴ نفر جمعیت دارد.

💡 اولاد رشاش (به عربی: أولاد رشاش) یک شهرداری در الجزایر است که در استان خنشله واقع شده‌است. اولاد رشاش ۲۲٬۵۰۹ نفر جمعیت دارد.

حسادت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز