خرارت

لغت نامه دهخدا

خرارت. [ خ َ را رِ ] ( ع اِ ) ج ِ خرّیت. ( از ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ).
خرارة. [ خ َرْ را رَ ] ( ع اِ ) باد فرنگ که چوبی است مدور و بر آن ریسمان بندند و در کشاکش آرند تا از آن صدا برآید. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). ج، خرار. بادفره و خذروف. ( یادداشت بخط مؤلف ). || مرغی است بزرگتر ازورکاک. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). ج، خرار. || ( ص ) مؤنث خرار. منه: عین خرارة؛ چشمه بسیار روان آواز کن. ( از منتهی الارب ):
من منطق عیونه خراره
واردها قریحة طیاره.( از منظومه سبزواری ).

جمله سازی با خرارت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تهویه به عنوان یک استراتژی خنک‌کننده طبیعی با استفاده از خواص فیزیکی هوا برای حذف حرارت یا ارائه خنک‌کننده به کاربران. در این موارد، تهویه می‌تواند برای خنک کردن سازه ساختمان، که ممکن است عاملی برای کاهش خرارت عمل کند.

اذفر یعنی چه؟
اذفر یعنی چه؟
سرگردان یعنی چه؟
سرگردان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز