خراب شده

لغت نامه دهخدا

خراب شده. [ خ َ ش ُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) از بین رفته. بیچاره شده: رعیت مظلوم خراب شده و ستم رسیده چه سود داد. ( مجالس سعدی ).

فرهنگ فارسی

از بین رفته بیچاره شده

جمله سازی با خراب شده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون بيدار شدم اصلا خبر نداشتم كه قبر آن مرحوم در كدام قبرستان است، همان روز نزدشيخ حسن كه امر قبرستان با او بود آمدم وسراغ قبر آقا سيد ميرزا را گرفتم كه آيا دراين قبرستان است ؟ گفت بلى و همراه من آمد و نشانم داد. ديدم در مسير ديروز من بود و بهواسطه برف و باران فرورفته و خراب شده است. پس مقدارىپول به شيخ حسن دادم كه قبر را مرمت نمايد.

💡 اغلب رانندگان و مالکان خودرو در زمان برخورد با کم کردن روغن احساس نگرانی می‌کنند و گمان می‌کنند که خودرویشان خراب شده‌است و باید به تعمیرگاه مراجعه کنند.

💡 در سیستم ارتباطاتی بن‌بست اساساً ناشی از سیگنال‌های از دست رفته یا خراب شده‌است و مربوط به رقابت بر سر منابع نمی‌شود.

💡 ، زمان‌های موفقیت را ثبت می‌کنند که در کد یک از آن‌ها ماشین خراب شده و فرایند تجدید

💡 نکته: در قارچی شدن ناخن (تینه آ آنگویوم) از تربینافین استفاده می‌کنند اما اگر ناخن خراب شده باشد ابتدا دارو درمانی و سپس جراحی انجام می‌گیرد.

💡 حال اگر محل اين سد همان محل ديوار چين باشد، كه فاصله ميان چين ومغول است، ناگزير بايد بگوئيم قسمتى از آن ديوار بوده كه خراب شده، و وى آن راساخته است، و اگر اصل ديوار چنين نباشد، چوناصل آن را بعضى از ملوك چين قبل اين تاريخ ساخته بوده اند كه ديگر اشكالى باقىنمى ماند. و به طورى كه مى گويند از جمله بناهايى كه ذو القرنين كه اسم اصليش(شمر يرعش ) بود ساخته شهر سمرقند بوده است.

آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز