لغت نامه دهخدا
حول و حوش. [ ح َ / حُو ل ُ ح َ / حُو ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب )پیرامون. پیرامن. اطراف. گرداگرد. دور. دور و بر.
حول و حوش. [ ح َ / حُو ل ُ ح َ / حُو ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب )پیرامون. پیرامن. اطراف. گرداگرد. دور. دور و بر.
پیرامون پیرامن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پائول عقیده بر نمایش تصاویر متحرک برای گروهی از تماشاچیان عمومی به جای بینندگان خاص را داشت، از این رو یک فیلم پروژکتور تولید کرد، اولین نمایش خودش را در ۱۸۹۵ انجام داد. در حول و حوش همین زمان، در فرانسه، آگوست و لوئی لومیر سینماتوگراف را اختراع کردند، یک دستگاه قابل حمل که سه قطعه دوربین، چاپگر و پروژکتور را در یکجا جا داده بود.
💡 در حول و حوش زمانی که لیو بی در حال حمله به هانژونگ بود، گوان یو نیز از استان جینگ به سمت شمال پیشروی کرد تا به شهر سائو سائو، فانچنگ (樊城؛ منطقه فانشنگ امروزی، شیانگ یانگ، هوبی) که توسط سائو رن دفاع میشد، حمله کند. در حالی که سائو رن توانست موقعیت خود را محکم نگه دارد، گوان یو شهر را محاصره کرد و وضعیت به اندازهای جدی بود که سائو سائو حتی به دور کردن پایتخت از ژو فکر کرد.
💡 موضوع داستان درختی است به نام انجیر معابد، که در مناطق جنوب ایران رشد میکنند و ریشههای هوایی و پیش رونده دارد. در فرهنگ مردم ایران این درخت درختی مقدس است. داستان از آنجایی شکل خاص به خود میگیرد که در تلاشی برای قطع کردن درخت، از آن خون جاری میشود. داستان حول و حوش اعضای خانوادهای میگذرد که این درخت در منزل آنان قرار دارد.