حمامت

لغت نامه دهخدا

حمامت. [ ح َ م َ ] ( ع ص، اِ ) رجوع به حمامة شود.
حمامة. [ ح َ م َ] ( ع ص، اِ ) یکی حمام. و آن کبوتر و هر مرغ طوق دار است و مذکر و مؤنث در حمامه یکسان است مانند حیة. رجوع به حمام شود. || میانه سینه. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || زن جمیله. ( منتهی الارب ). زن قشنگ و زیبا. ( از اقرب الموارد ). || برگزیده از شتران و گوسپندان. ( منتهی الارب ). خیار مال. ( از اقرب الموارد ). || پینه ٔسینه شتر. ( منتهی الارب ). سعدانه شتر. ( از اقرب الموارد ). || ساحت پاکیزه کوشک. ( منتهی الارب ). ساحت پاکیزه قصر. ( از اقرب الموارد ). || چرخ دلو. || حلقه در. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || و الحمامة من الفرس؛القص. ( منتهی الارب ). قص الفرس. ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با حمامت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در خورش آن بام تون از تو به آلایش بود همچو حمامت بشوید از همه خذلان صیام

💡 چون نتانی شد در آتش چون خلیل گشت حمامت رسول آبت دلیل

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
چارتخم یعنی چه؟
چارتخم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز