لغت نامه دهخدا
تل مشگی. [ ت ُ م ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان بکش است که در بخش فهلیان و ممسنی شهرستان کازرون واقع است و 131 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
تل مشگی. [ ت ُ م ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان بکش است که در بخش فهلیان و ممسنی شهرستان کازرون واقع است و 131 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
دهی از دهستان بکش است که در بخش فهلیان و ممسنی شهرستان کازرون واقع است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مجلس بزم تورا چرخ که داند که درو کمترین را مشگی زهره زهرا دارد
💡 حاجت عنبر و مشگی نبود زانکه مشام نافه چین شده زان زلف معنبر ما را
💡 بوی مشگی زین گلستان بر مشامم میرسد باز باد آشفتهساز زلف عنبربوی کیست
💡 سپهر اگرچه تو مشگی و مشک غماز است ترا خزانه اسرار پادشا کردست
💡 صیاد در کمینگه آهو نشسته بود مشگی که نافه بست به خون جگر نماند
💡 مشک کافوری سزد کردن ز مهر آن مهی کز رخ و زلفش ز می مشگی و کافوری بود