حسن نیمرنگ

لغت نامه دهخدا

حسن نیمرنگ. [ ح ُ ن ِ رَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) قریب به حسن صندلی رنگ است:
شکسته رنگ کند کار شیشه با دلها
حذر کنیدز حسنی که نیمرنگ افتاد.صائب ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

قریب بحسن صندلی رنگ است

جمله سازی با حسن نیمرنگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به پای پرتو خورشید بیتابانه می افتد همانا گل به حسن نیمرنگ او نظر دارد

چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز