لغت نامه دهخدا
حسن مازندرانی. [ ح َ س َ ن ِ زَ دَ ] ( اِخ ) وی علاءالدین امام الملحدین را در 653 هَ. ق. بکشت، و خورشاه حسن را به قصاص پدر بکشت. ( تاریخ گزیده چ 1 ص 526 ) ( حبیب السیر ).
حسن مازندرانی. [ ح َ س َ ن ِ زَ دَ ] ( اِخ ) وی علاءالدین امام الملحدین را در 653 هَ. ق. بکشت، و خورشاه حسن را به قصاص پدر بکشت. ( تاریخ گزیده چ 1 ص 526 ) ( حبیب السیر ).
وی علائ الدین امام الملحدین را کشت و خور شاه حسن را بقصاص پدر بکشت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وی ۵ سال پس از فرمانروایی به مالیخولیا دچار گشت و کسی جرئت نمیکرد دربارهٔ مسائل حکومت با او سخن بگوید. در نتیجه پریشانی در منطقهٔ تحت فرمانروایی او حکمفرما گشت. خواجه نصیر طوسی مدتها پیش این فرمانروا بودهاست. سرانجام رکنالدین حسن پسر او همراه با دیگر سران دولت تصمیم به قتل او گرفتند. در نیمهشب آخر شوال ۶۵۳ قمری (آذر ۶۳۴) حسن مازندرانی او را با تبر گردن زد.