حجر گک

لغت نامه دهخدا

حجرگک. [ ح ُ رَ گ َ ] ( اِ مصغر ) مصغر فارسی حجره. حجره کوچک. اطاق کوچک:
و آنگاه در این حصن ترا حجرگکی داد
آراسته و ساخته باندازه و درخور
بگشاد در این حجره ترا پنج در خوب
بنشسته تو چون شاه درو برسر منظر
هرگه که ترا باید در حجرگک خویش
یک نعمت ازین حصن برون بر ز یکی در
فرمان بر و بنده ست ترا حجرگک تو
خواهی سوی بحرش بر و خواهی بسوی بر.ناصرخسرو ( دیوان چ تقوی ص 159 ).

فرهنگ فارسی

مصغر فارسی حجره حجره کوچک

جمله سازی با حجر گک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هر گه که تو را باید در حجر گک خویش یک نعمت از این حصن درون خوان ز یکی در

💡 وانگاه در این حصن تو را حجر گکی داد آراسته و ساخته به اندازه و در خور

💡 فرمان بر و بنده‌است تو را حجر گک تو خواهی سوی بحرش برو خواهی به سوی بر

بلاسیدن یعنی چه؟
بلاسیدن یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز